Wednesday, December 9, 2009

قهرمان

نقل قول: "وقتی گالیله را برای استغفار (کلیسا پسند) به محاکمه می بردند، تمامی پیروان و شاگردانش با دلهره و اضطراب در پشت درب های بسته مدت ها به انتظار صف کشیده بودند که استادشان و بزرگشان، رهبر فکری شان علی رغم فشارهای طاقت فرسای ارشادی، داخل دادگاه سربلند و سرافراز، با گامهای استوار پای به بیرون نهد و بگوید... زمین هنوز می چرخد. اما دریغ که استاد سرافکنده و پژمرده، رنجور از فشارهای تحمل کرده، سر به زیر از ابراز آن چه که خود هرگز به آن ایمان نداشت، آرام و آهسته به قرائت استغفارنامه برای همه آنچه که برخلاف عقیده کلیسا گفته بود پرداخت... آن چه برای پیروانش مانده بود، یاس بود، و سرشکستگی... از شاگردان یکی فریاد زد: "بیچاره ملتی که قهرمانش را از دست بدهد" و در اینجا برتولد برشت از قول گالیله چه زیبا می گوید: "بیچاره ملتی که به قهرمان نیاز داشته باشد." "

داستانی که اینجا براتون نقل کردم رو تو کتاب جامعه شناسی خودمانی (شاه کار حسن نراقی) خوندم، کتاب محشریه که خوندنش رو به همه تون توصیه می کنم، شما در مورد این داستان چه نظری دارین؟ بهتر بود که گالیله رفتار دیگه ای می کرد؟ اگه شما به جای اون بودین چه می کردین؟ دلتون برای پیروانش می سوزه؟ ...

خب بذارین خودم به این سوالها جواب بدم.به نظر من اصلا مهم نیست که گالیله بعد از به قول نویسده، فشارهای ارشادی، چه حرفی به زبون بیاره، من اگه خیلی اهل علم و دانش باشم، می رم مطلبش رو می خونم و هر چی فهمیدم و برداشت کردم رو تو ذهنم جا می دم، جدا هم تلاش می کنم از سر بیکاری و بی هیجانی هم که باشه، حتی ثانیه ای رو به قضاوت در مورد رفتار گالیله اون هم بعد از ارشاد فشارکی صرف نکنم. این رو می خوام بگم در واقع مسوولیت برداشتم از واقعیت رو خودم به گردن می گیرم اگه فهمیدم که چی میگه خب یادش می گیرم، نفهمیدم هم که خب هی چی می رم سروقت زندگیم. تصور من اینه که ارزش کاربردی یا غیر کاربردی حرفها و نظریات آدم ها مستقل از خودشون و ارزش خودشون و یا رفتار خودشونه، همونجوری که تمام پزشک ها حتی همون موقع که سیگار گوشه لبشونه، کشیدن سیگار رو منع می کنن و حرف درستی هم به نظر من می زنن و اگه به کارش بگیریم به نفعمون می تونه باشه... باید در برابر هر ایده آل سازی و قهرمان پروری مقاومت کنیم، چون ایده آلی وجود نداره، ممکنه یه سری حرفای خیلی باحال از کسی بشنویم یا بخونیم، خب عالیه، مخصوصا اگه بتونیم بفهمیمشون و هر از گاهی هم که شده ازشون استفاده کنیم که دیگه محشره، حتی اگه خود اون آدمهایی که این شانس رو داشتن که همچین بینشی پیدا کنن که همچون حرفهایی رو به ما یاد بدن، رفتار کاملا متفاوتی داشته باشن. در واقع تاکید می کنم، مسوولیت به دردخور بودن یا نبودن مطالب با خودمونه، نه با کاشف و گوینده مطالب. این ایده، خیلی با تقلید و قهرمان سازی مشکل داره و در واقع من اساسا دارم با به هم چسوندن این مفاهیم سعی می کنم که حواس شما رو به اتفاقای دور و برمون و حتی رفتارهای خودمون منعکس کنم اما این بار با یه نگاه تازه...،
یه رفتار یکمی غیر متعارف خیلی توجه من رو به خودش جلب می کنه، اونهم رفتاریه که آدمهای خیلی درمونده می کنن (البته من تو فیلم ها فقط دیدم) و می رن سروقت ظرفهای زباله و از توشون چیزای قابل خوردن یا قابل مصرفهای دیگه پیدا می کنن، شاید ما هم باید، تو اتفاقای دورو ورمون همین رفتار رو بکنیم، اینجوری کم کم همه کس و همه چیز جالب تر و دوست داشتنی تر میشه، چرا که ما دنبال جذابیت و نقاط دوست داشنتیشون میگردیم، و همینجور شاید لابه لای حرفهای خیلی روزمره هم پندهایی پیدا کنیم که دست کم برای خودمون خیلی کارآمد و مفید فایده باشه
یه نکته دیگه هم اینکه، خیلی ها وقتی خوشمزه ترین خوراکی ها هم دستشون می رسه، مثلا یه بستنی شکلاتی خیلی لذیذ، اول لایه خامه روش رو بر می دارن و دور میندازن، نه که بد مزه باشه، یا بد باشه، به این خاطر که براشون مناسب نیست. در واقع شاید از بهترین خوراکی ممکن هم یه بخشی رو دور می ریزن و لذت خوردن بقیه اش رو می برن، حالا من کاری ندارم که این خامه حروم می شه، شاید بهتر باشه به مسوولش بگن که خامه نده از اولش اینجوری اون هم سود بیشتری می کنه... مساله اینه که موشکافی (انتخاب و جدا کردن مناسب و نا مناسب) همیشه و همه جا به کار میاد، چون هیچ پدیده صد در صد و خالصی وجود نداره، ... حواسمون باشه که تو فاز تقلید از یه قهرمان خود ساخته نریم که این جوری بزرگترین نعمتی که برای بهتر زندگی کردن بهمون داده شده (قدرت انتخاب و تفکرمون) رو بدون مصرف و فایده رها کرده،  اجازه می دیم که بقیه (قهرمانمون، حرکت فکری که جزئی ازش شدیم و یا ...) به جای ما زندگی کنن ...


بهترین ها برای شما


1 comments:

sheida said...

باورن نميشه كه اين حرف ها را دارم از كسي مي خوانم كه تقريبا همه چيز را به دليل ايده آل نبودنشون هرچند كه نسبتا خوب هستند به كل كنار مي گذارد يا دست كم مي گذاشت