Monday, November 16, 2009

yas - piade misham


تو این پست، متن یکی از آهنگهای یاس رو می نویسم، توصیه میکنم که اگه می تونین حتما موزیک رو هم گوش کنین. لینک فایل موزیک این زیر هست، البته شاد نیست، شاید ناراحتتون هم بکنه، از اون دسته حقایقه که ای کاش وجود نمی داشتن

صورت خسته، نگران و بی‌ آرامش و مریض
که قایم شده بود زیر آرایش غلیظ
زخمی از خاطرات تلخ دیروز
چشم میدوخت به خیابون سرد بی‌ روح
با تحمل سنگینی‌ نگاه آدما
ادامه میداد او به راه ناتمام
و اولین بار، برای آخرین راه
بهتره بگم که آخرین چاه
تنها، دو دل‌، تو فکر و با تعجب
دنبال چی‌ بود؟ پول یا توجه؟
تو روزگاری که هر کسی‌ دنبال آشناست
دخترک میگرده پی‌ یه فرد ناشناس
که از اون غریبه‌ها یه عده ماییم
آروم اشاره زد که شیشتو بده پایین
فقط میتونیم امشبو با تو باشیم و بس
اینو گفت و نشست و در ماشینو بست
پسر می‌خواست سر صحبتو وا کنه زود
تیکه مینداخت، منتظر واکنش بود
ولی‌، دخترک صداشو نمی شنید
تو دنیایی بود که به سادگی‌ نمی‌ شه دید
دیدی؟ که بعضی‌ وقتا بغضی تو گلوته؟
نمی‌ خوای گریه کنی‌ جلو کسی‌ که پهلوته
هی‌، امان از این زمان
زمانی‌ که دیگه برد توان از این زبان
(شروع همخوانی) بی‌ همراه و بیهوده رهسپار این راه بی‌ نور و همصدا
سپرده خود رو به دست باد
اسیر زندون لحظه ها
تو دلش درد‌ای بیکران
خسته از حرفای دیگران
اسیر مرد‌ای بی‌ مرام
و اشک می‌‌باره باز (پایان همخوانی)
پسر گفت لعنت به این بخت بد
خونه ی ما می‌‌مونه واسه ی وقت بعد
سعی‌ نکن با سکوتت زیر پوستم بری
اگه پایه‌یی‌ میتونیم خونه‌ دوستم بریم
خوب حاضری با دو نفر باشی‌ یا نه؟
معلومه که رفتار دخترک ناشیانست
سوال تکرار شد، حاضری باشی‌ یا نه؟
و دختر، به فکر یک شب و یک آشیانست
گفت بریم، من که همه چی‌ رو از دم باختم
گناش پای اونا که منو پس انداختن
عصبانی‌ از خاطرات خاموش قدیمه
پی‌ محبت میگرده توی آغوش غریبه
تو خونه‌ یی‌ رشد کرد که عشق نبود
جای عشق، فحش و مشت و زیر چشم کبود
پدری که جلو مشکلات مختلف ضعیفه
فقط زورش میرسه به دختر ظریفش
با خودش گفت پشتم به کیا قرصه؟
خونوادم؟ اونا رو خدا بیامرزه
اون موقع کی‌ بود احترام به حرفاش بذاره؟
حالا مجبوره که تنش رو به حراج بذاره
(شروع همخوانی) بی‌ همراه و بیهوده رهسپار این راه بی‌ نور و همصدا
سپرده خود رو به دست باد
اسیر زندون لحظه ها
تو دلش درد‌ای بیکران
خسته از حرفای دیگران
اسیر مرد‌ای بی‌ مرام
و اشک می‌‌باره باز (پایان همخوانی)
ببین، تو این قصّه‌ ها رو میشنوی و میری
بعد چند بار شنیدن ازش میگذری و سیری
ممنون از اونی‌ که به دیگری صدامو پاس داد
بگذریم، بریم سراغ ادامه داستانی که امروز نوشتنش رو مود من بود
این یه دردیه که به خیلیا بوده مربوط
کوه غم بود، ولی‌ یه نور انبوه
پشت کوهه واسه ناا امیدی زوده هنوز
کاری ندارم به اینکه کارش خلاف شرعه
ولی‌ واسه رابطه‌ ها، اول علاقه شرطه
وگرنه یه روحه که روی جسمی‌ سواره
چطور تو آغوشی بره وقتی‌ حسّی نداره؟
تو این روزگار دردناک و سیاه بی‌ شرم
ای کاش بگه نگهدار! من پیاده میشم
راه برای ادامه دادن زیاده بی‌ شک
ای کاش بگه نگهدار! من پیاده میشم
(دکلمه) وقت واسه بیشتر گفتن نبود، میدونم، قصّه‌های تو، یه عمر آهنگه، سخته نه؟! خب خیلی‌ سخته، رسمش همینه، میدونم، رسمش همینه

0 comments: