Thursday, August 6, 2009

فال حافظ، غزل 214

دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود         تعبیر رفت و کار به دولت حواله بود

چهل سال رنج و غصه کشیدیم و عاقبت         تدبیر ما به دست شراب دوساله بود

آن نافه مراد که می‌خواستم ز بخت        در چین زلف آن بت مشکین کلاله بود

از دست برده بود خمار غمم سحر         دولت مساعد آمد و می در پیاله بود

بر آستان میکده خون می‌خورم مدام         روزی ما ز خوان قدر این نواله بود

هر کو نکاشت مهر و ز خوبی گلی نچید         در رهگذار باد نگهبان لاله بود

بر طرف گلشنم گذر افتاد وقت صبح         آن دم که کار مرغ سحر آه و ناله بود

دیدیم شعر دلکش حافظ به مدح شاه         یک بیت از این قصیده به از صد رساله بود

آن شاه تندحمله که خورشید شیرگیر         پیشش به روز معرکه کمتر غزاله بود



تعبیر: به زودی شاهد بخت و مقصود را در آغوش می کشی و مزد رنج و زحمات خود را خواهی گرفت. با مهر و محبت می توانی زندگی راحت و آسودهای داشته باشی. هیچ چیز بهتر از صداقت و یکرنگی نیست.

2 comments:

AliSinA said...

دوازده روز بعد از گرفتن این فال، و بعد از 7 ماه انتظار بالاخره آدمهای خیلی بزرگی که کمکم می کردن موفق شدن، مقدمات رفتنم از ایران و شروع کردن کار و زندگی جدید رو جور کنن، و دقیقا بیست روز بعد از روزی که این فال رو گرفتم، تمام این اتفاقهای خول افتاده بود

2/nov./2009

اهلی said...

خدا رو شکر :-)ـ
چه فال خوبی...ـ